| پيرهن مشكي |
پيرهن مشكيه من از غم نيست حرفاي نگفته ي من كم نيست من واسه خودم يه قانوني دارم توي قانون ما هر كسي كه عاشق نباشه آدم نيست پيرهن مشكيه من از غم نيست حرفاي نگفته ي من كم نيست من واسه خودم يه قانوني دارم توي قانون ما هر كسي كه عاشق نباشه آدم نيست پيرهن مشكيه من رنگ شباي عشقمه نه ستيزه نه گريزه نه سقوط و ماتمه پيرهن مشكيه من صداقت از نوع عشق تنها پرچم مقدس دولت عشق پيرهن مشكيه من رنگ شباي عشقمه نه ستيزه نه گريزه نه سقوط و ماتمه پيرهن مشكيه من صداقت از نوع عشق تنها پرچم مقدس دولت عشق تنها رنگيه تو دنيا كه تكه تا نداره شبامون بدون رنگ مشكي معنا نداره مشكي رنگ عشقه اينو قبلانم گفته بودم ميدونم خوب ميدونين كه مشكي همتا نداره پيرهن مشكيه من از غم نيست حرفاي نگفته ي من كم نيست من واسه خودم يه قانوني دارم توي قانون ما هر كسي كه عاشق نباشه ....... پيرهن مشكيه من از غم نيست حرفاي نگفته ي من كم نيست من واسه خودم يه قانوني دارم توي قانون ما هر كسي كه عاشق نباشه آدم نيست پيرهن مشكيه من رنگ شباي عشقمه نه ستيزه نه گريزه نه سقوط و ماتمه پيرهن مشكيه من صداقت از نوع عشق تنها پرچم مقدس دولت عشق تنها رنگيه تو دنيا كه تكه تا نداره شبامون بدون رنگ مشكي معنا نداره مشكي رنگ عشقه اينو قبلانم گفته بودم ميدونم خوب ميدونين كه مشكي همتا نداره....... پيرهن مشكيه من از غم نيست حرفاي نگفته ي من كم نيست من واسه خودم يه قانوني دارم توي قانون ما هر كسي كه عاشق نباشه ....... پيرهن مشكيه من از غم نيست حرفاي نگفته ي من كم نيست من واسه خودم يه قانوني دارم توي قانون ما هر كسي كه عاشق نباشه آدم نيست
|
| آشنا |
تو با مني هرجا برم مهر تو بند جونمه عشقت نميره از سرم تو پوست استخونمه يه دم اگه نبينمت يه دنيا دل تنگت ميشم نگاه دريايي تو آبي روي آتيشم واست دلم واست تنم واست تمام زندگيم از تو دوباره من شدم با تو تموم شد خستگيم نم نم بارون چشام گواه عشق پاکمه هم نفس قسمت من دوست دارم يه عالمه قشنگترين خاطره هام با تو و از تو گفتنه آرامش وجود من صداي تو شنفتنه
|
| هنوز عاشقتم |
روزها گذشت سالها گذشت من هنوز عاشقتم به يادتم نمي دونم خبر داري منتظرم يا مردم و فقط تو خاطراتتم روز و شبم به اين خيال طي شد که زخمهام خوب مي شند شوق من اون و مياره صبح غمهام غروب مي شند يه عمر طولاني رو من به اين سوال مي گذرونم چي شد گذشت از من و رفتي چرا؟نمي دونم؟! زخمهام که سرباز هنوز عمري نمونده تا سحر خسته و پيرو خم شدم از تو نيومد يه خبر چشمهام به در خشکيد و رفت نا ندارم بيشتر از اين با رفتنت فنا شدم بيا خودت اينو ببين
|
| لب دريا |
لب دريا رو به موج ها روي نيمکت تک و تنها توي رويا با خيالت زندگي رو زنده هستم لب دريا عين موج ها باز بيادت مي خروشم تا بفهمي خيلي وقته اينجا منتظر نشستم لب دريا انتظارت چه قشنگه همه ي عمر انتظارت چه قشنگه دريا باز هم منو فرياد ميزنه ميگه خشکي جاي موندن ديگه نيست بيا دريايي شو تا ماهي باشيم آخه ماهي توي آب زندوني نيست لب دريا انتظارت چه قشنگه همه ي عمر انتظارت چه قشنگه
|
| دلم راضي نميشه |
خودم مي خوام دلم راضي نميشه خودم مي خوام دلم ميگه نميشه تو از من دور شدي واسه هميشه خودم مي خوام دلم راضي نميشه هرچي به دل ميگم ، دل ميگه بسه ميگه درهاي عاشقي و بسته ميگه فکر نکني هنوز نشسته خودم مي خوام ولي دل ميگه بسه دلم ميگه که خواستنت فريبه نگاهام ديگه با نگات غريبه نمي خواد که دوباره در به در شه آخه دلم هنوز با تو نجيبه خودم مي خوام ولي دل روبرومه ميگه عاشقي تنها آبرومه نبر آبروي عشق و دوباره طاقت زخم تازه اي نداره
|
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم اسفند 1385ساعت 14:33  توسط دوستان مشکی پوش
|
| داشتم فراموشت ميکردم |
داشتم فراموشت ميکردم اما باز دوباره ديدمت تو غمها غوطه ور شدم چرا ؟ داشتم فراموشت ميکردم اما تا صدات رسيد به گوش من شکستم بي صدا چرا ؟ داشتي ميرفتي از خيال من , خزوني بود بهار من ديدم تورو خزونم جون گرفت اين قلب سرد و ساکتم دوباره با نگاه گرم و بي ريا و عاشقت زبون گرفت
چرا دوباره اومدي صدا رو , جون دادي گل بهارو زخم دل دوباره تازه شد شوق نگاه خستمو دوباره , دوختي آخر ستاره حصرتم بي اندازه شد يا راحتم کن و واسه هميشه , اين دلو بکن ز ريشه از خيال سرد من برو يا باغبون شو و بهارو , باز نشون بده گلارو تو وجود خسته ام برو چرا دوباره اومدي صدا رو , جون دادي گل بهارو زخم دل دوباره تازه شد شوق نگاه خستمو دوباره , دوختي آخر ستاره حصرتم بي اندازه شد يا راحتم کن و واسه هميشه , اين دلو بکن ز ريشه از خيال سرد من برو يا باغبون شو و بهارو , باز نشون بده گلارو تو وجود خسته ام برو
داشتم فراموشت ميکردم اما باز دوباره ديدمت تو غمها غوطه ور شدم چرا ؟ داشتم فراموشت ميکردم اما تا صدات رسيد به گوش من شکستم بي صدا چرا ؟ داشتي ميرفتي از خيال من , خزوني بود بهار من ديدم تورو خزونم جون گرفت اين قلب سرد و ساکتم دوباره با نگاه گرم و بي ريا و عاشقت زبون گرفت
|
| سهم ما |
نمي دونم که تورو نفرين کنم يا اين دلم نمي دونم که تو حل مشکلي يا مشکلم با تو عاشقانه بودم پس چرا ؟ حسرت يک روز عشق موند به دلم با تو شاهنامه بودم نه يک غزل با تو رودخونه بودم نه يک قنات يک روزي منو تو بوديم و خدا منو تنهايي و يک عمر خاطرات تورفتي و سهم ما سفر شد دل آروم ما دربه در شد ندونستم چرا مرغ عشقم توي عاشقي بي بال و پر شد
|
| دل تنگ |
دل تنگ نگاتم اسير خنده هاتم ميدونم که ميدوني عمريه غرق هواتم من لبريز عشقم پرم از تو رو خواستن کاش بدوني من ديوونه ي سادگي هاتم مثل پروانه ها دورت مي گردم بزار دستاتو توي دستاي سردم من صداقتو با تو شناختم عشق تو رو بردم و دل خودم رو باختم هرجا که ميرم مهربوني هات پيش رومه کاش باور کني که بودن تو آبرومه روزو شب ميام ميرم تو نيستي توي خونه ديگه نفس کشيدنم بي عشق تو حرومه
|
| با ما بد کردي |
نمي تونم ببخشمت دور شو برو نبينمت تيکه اي بودي از دلم گنديدي و بريدمت هزارو يک رنگي بدون دروغ و نيرنگي بدون واسه دل عاشق من بد نا مي و ننگي بدون راهمو کج کردي عزيز عشقمو رد کردي عزيز خودت ندونستي چي کردي با ما بد کردي عزيز يادت مياد گفتم بهت اگه نميشي مرهمم تورو خدا زخمم نشو که تيکه پارست بدنم تو حين نا باوريها تو هم شدي يک زخم نو هيچ نميخوام مثل توشم از جلوي چشام برو
|
| دلم برات تنگ شده جونم |
دلم برات تنگ شده جونم ميخوام ببينمت نميتونم بين ما ديوارهاي سنگي فاصله يک عمر ميدونم بغض ترانمو شکستم ميخوام بگم عاشقت هستم توعين ناباوري يک شب خالي گذاشتي هر دو دستم تو بودي تمام هستي و مستي و راستي و تمام قصه من تو بودي سنگ صبورم و نگاه دورم و لبهاي بسته ي من نيمه شب از خوابم پاميشم نيستي پيشم نيستي پيشم بازديوونه ميشم دوريه تو تيشه زد به ريشم نيستي پيشم بي صدا از من خالي ميشم همصدا با بي بالي ميشم گونه هام خيس از شبنم غم نيستي پيشم تو بودي تمام هستي و مستي و راستي و تمام قصه من تو بودي سنگ صبورم و نگاه دورم و لبهاي بسته ي من
|
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم اسفند 1385ساعت 14:25  توسط دوستان مشکی پوش
|
استخاره كنيد با قران بسم الله
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم اسفند 1385ساعت 14:21  توسط دوستان مشکی پوش
|
داشتم فراموشت ميکردم اما باز دوباره ديدمت , تو غمها غوطه ور شدم چرا ؟
داشتم فراموشت ميکردم اما تا صدات رسيد به گوش من , شکستم بي صدا چرا ؟
داشتي ميرفتي از خيال من , خزوني بود بهار من , ديدم تورو خزونم جون گرفت
اين قلب سرد و ساکتم دوباره , با نگاه گرم و بي ريا و عاشقت زبون گرفت
چرا دوباره اومدي صدا رو , جون دادي گل بهارو , زخم دل دوباره تازه شد
شوق نگاه خستمو دوباره , دوختي آخر ستاره , حصرتم بي اندازه شد
يا راحتم کن و واسه هميشه , اين دلو بکن ز ريشه , از خيال سرد من برو
يا باغبون شو و بهارو , باز نشون بده گلارو , تو وجود خسته ام برو
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم اسفند 1385ساعت 14:17  توسط دوستان مشکی پوش
|
رضا عشق همه ايروني ها

+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم اسفند 1385ساعت 14:6  توسط دوستان مشکی پوش
|
بيوگرافي رضا صادقي
رضا صادقي 25 مرداد1358 در شهر بندرعباس به دنيا آمد. و اصالتش از شهريست زيبا به نام ميناب (آناميس) . نظر به اينكه در خانواده مذهبي و مقيد چشم به دنيا گشوده بود ابتدا خواندن را با تلاوت قرآن آغاز كرد. علاقه مندي او به مسائل هنري باعث شد تا در زمينه موسيقي فعاليتش را آغاز كند . سال 1368 ابتداي راه و به نوعي اولين جرقه فكري او بود با توجه به اينكه در آن سالها منطقه بندرعباس امكانات بسيار محدودي براي فراگيري داشت . او با مطالعه كتابهاي متفاوت در اين زمينه ساختار فكري خود را در مورد اين هنر سيار رويايي و لطيف استحكام بخشيد . علاقه مندي او به موسيقي مدرن باعث شد تا از نگاه موزيسين هاي بزرگ براي بعد كاري خود استفاده كند در سال 1371 اولين آهنگ خود را به نوعي ميشود گفت ساخت . به نام راز عشق . شايد در آن سالها كارهاي او مورد قبول واقع نمي شد زيرا تفكرات به سوئي ديگر سوق گرفته بود. در سال 1372 اولين كار را در قالب كاست ارائه كرد كه به نام همان راز عشق بود. اما از حق نگذريم هيچ نوع بار هنري نمي شد در آن پيدا كرد اما حركتي تازه بود. در سال 1373 با كمي دقت دومين كار خود را ارائه كرد به نام بال پرواز كه بعد از آن كاست نظر عموم نسبت به كارهاي او جلب شد و او با شوق بيشتري به كسب تجربه و اطلاعات گام به جلو بر مي داشت بنا به دلايلي در سال 1374 به طور موقت دست از كارهاي هنري برداشت و شايد همان مدت براي او مدت زمان پر باري بود و اواخر سال 1374 بود كه با ارائه كاستي تحت نام كلاغ غارغاري شروع دوباره اما تا حدودي قوي تر از قبل را تجربه كرد. علاقه زياد او به هنرمنداني چون استاد چشم آذر و بيات باعث شد تا به كارهاي ايشان و بزرگاني ديگر توجه خاص داشته باشد. و كارهاي او تحت شعاع آنها قرار گرفت.
البته او در زمينه شعر و ادبيات فعاليت دارد و ارادت او به شاعراني چون اخوان ثالث - حافظ - مولانا - سهراب سپهري - شاملو و ماگوت بيگل باعث شد ذهنيت فكري آنها را در راه خود نورپردازي كند . البته لازم به ذكر است كه 95% كارهاي او با كلامهاي خود اوست.
در سال 1375 كاست گل لاله را ارائه داد كه به نوعي با كارهاي قبلي او تفاوت داشت .
او سير نسبتا سعودي را دنبال كرد به طوري كه در سال 1376 بندرقديم 1377 مستانه و ديوانه در سال 1378 روياي شيرين و ده ثانيه را با هم در يك سال ارائه داد.
سال 1379 سال آرامش و كسب تجربه بود و پربار . يك حادثه زيبا در روياهاي او لحظه ها را برايش سرشار كرده بود تا اينكه در سال 1380 كاست عاشقم من را كه با گيتار اجرا شد را به بازار ارائه داد كه مورد استقبال خاصي قرار گرفت . البته اين كاست قبل از اينكه ويرايش شود به بازار رفت كه در مورد آن جاي بحثي طولاني است
آن حادثه زيبا و رويايي نگاه تازه او به عشق و عاشق شدن بود و ديدن زشتيها را با نگاه ديگر. او مدت 8 سال پيراهين مشكي به تن داشت و همه مردم او را مشكي پوش مي شناختند تا اينكه در سال 1381 كاست حكايت مشكي پوش را به مردمي تقديم
كرد كه سالها او را با مهرشان به اوج سوق مي دادند.
حكايت مشكي پوش آغازي است براي حركتي ار نوع مشكي پوش براي دنيا زيبا كه مشكي هم در آن زيبايي جاي خاصي دارد رضا صادقي با همسفري آهنين به نام عصا به سوي دنياي سبز فردا به پيش مي رود شايد خود اوهم مي داند كه مانده تا برف زمين آب شود اما او با گرمي كه از جنوب به ارث برده ابن برف ها را آب خواهد كرد.
گرچه نتوانسته تا كنون به طور گسترده به ارائه كارهاي خود بپردازد اما روزي همه دنيا صداي مشكي پوش را خواهند شنيدو همه خواهند دانست كه:
مشكي پوش مثل سنگه با غصه هاش مي جنگه
در پايان بازم مي گيم ما به هر حال مي پريم بي چشم و دل بي پرو بال
ما به مشکي دل خوشيم دو رنگي هارو بي خيال
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم اسفند 1385ساعت 14:5  توسط دوستان مشکی پوش
|
يك دل ميگه پر از عشقم هنوز يه دل ميگه كه بساز بسوز سركن بي فروغ خو كن به دروغ اين
عمره دو روز
سال نو بر همه مبارك
+ نوشته شده در سه شنبه بیست و نهم اسفند 1385ساعت 6:3  توسط دوستان مشکی پوش
|
پنجره چشماي تو کاشکي به چشمام باز مي شد.
اين بغض چند ماهه ي من از تو گلوم رها نشه
من که تورو نديدمت معما داشت برام
باباي بارونت ميشم بيا و گم کن گريه هام
واست دلم واست تنم واست تمام زندگيم
از تو دوباره من شدم بي تو حروم شد زندگيم
+ نوشته شده در دوشنبه هفتم اسفند 1385ساعت 12:36  توسط دوستان مشکی پوش
|
دل من يه راه دوره
دل من سنگه صبوره
خالي از ابر غروره دل من مثل اون گوشه صحن اسمون
گل من يکي يه دونه گل من از اسمونه
همه عمرو وجود ما اون اون تمام ارزوم گل من
+ نوشته شده در دوشنبه هفتم اسفند 1385ساعت 12:35  توسط دوستان مشکی پوش
|
خدا رو ميخوام نه واسه اينكه ازش چيزي بخوام
خدارو ميخوام نه واسه مشكل و حل غصه هام
خدا رو دوست دارم نه واسه جهنم و بهشت
خدا رو دوست دارم ولي نه واسه زيبا و زشت
خدا رو ميخوام نه واسه خودم كه باشم يا برم
خدا رو ميخوام نه واسه روزاي تلخ آخرم
خدا رو ميخوام نه واسه سكه و سكو يا مقام
خدا رو ميخوام كه فقط تو رو نگهداره برام
خدا رو دوست دارم واسه اينكه تو رو بهم داده
خدا رو دوست دارم چون عاشق بودنو يادم داده
خدا رو دوست دارم چون عاشقارو خيلي دوست داره
خدا رو دوست دارم چون عاشقو تنها نمي ذاره
خدا رو دوست دارم واسه اينكه حواسش با منه
خدا رو دوست دارم آخه هميشه لبخند ميزنه
خدا رو دوست دارم واسه اينكه من و تو با هميم
خدا رو دوست دارم كه ميدونه ما عاشق هميم
+ نوشته شده در یکشنبه ششم اسفند 1385ساعت 14:29  توسط دوستان مشکی پوش
|